السيد محمد حسين الطهراني
216
الله شناسى (فارسى)
آنها را بر بهترين وجه حمل نموده است ؛ آنجا كه گفته است : أنَا الحَقّ كشفِ آن اسرار مطلق * بجز حقّ كيست تا گويد : أنا الحَقْ روا باشد أنَا الحَق از درختى * چرا نبود روا از نيك بختى ؟ مىگويد : غير از حقّ كدام كس قدرت دارد كه بگويد : أنا الحَقّ ؟ ! و هنگامى كه صحيح و پسنديده باشد از درختى كه بگويد : أنَا اللَّهُ ، پس چرا صحيح و پسنديده نيست از عارف و واصلى كه داراى حَظّى جميل بوده و بهرهاى وافر داشته است ! ؟ آل كاشف الغطاء ، وحدت وجود و موجود را ملموس و برهانى كرده است و بطور مسلّم و تحقيق من مىگويم : كسى كه فكرش را جَوَلان دهد و نظرش را عميق گرداند در بسيارى از آيات قرآن عزيز و كلمات پيغمبر اكرم و ائمّهء معصومين سلام الله عليهم و دعاهايشان و اورادى را كه مىخواندهاند ، تحقيقاً خواهد يافت كه در بسيارى از آنها اشاره بدين نظريّهء عَبقريّهء مهمّهء نادرهء دلنشين وجود دارد . و گفتار رسول خدا صلّى الله عليه و آله در تواريخ شيوع دارد كه فرمود : أَصْدَقُ كَلِمَةٍ قَالَهَا شَاعِرٌ قَوْلُ لَبِيدٍ : « 1 »
--> ( 1 ) لَبيد بن رَبيعة عامرى أنصارى از شعراء مُخَضرمين است . گفته مىشود كه وى در زمان معاويه در يكصد و پنجاه و هفت ( 157 ) سالگى فوت كرد . و در اسلام شعر نگفت مگر يك بيت : الْحمدُ لِلّهِ إذ لم يَأْتِنى أجَلى * حتّى كَسانى من الإسْلامِ سِرْبالا عمر به او گفت : از شعرهايت براى من بخوان ! او سورهء بقره را تلاوت كرد و گفت :